پیکرهای ایستاده، کشیده و پیچخورده، که از دل پایهای استوانهای برمیخیزد و در نهایت به فرمی شبیه سر یا مغز ختم میشود. زنجیرهایی در پایین اثر قرار گرفتهاند؛ رها شده، فروافتاده، بیاثر. «ریشههای مشترک» یادآور این حقیقت است که ما، با تمام پیچیدگیها، پیشرفتها و تفاوتها، همچنان از یک خاستگاه آمدهایم — خاک، طبیعت، ماده. اثری دربارهی توهم تمایز، و یادآوری خویشاوندی عمیق گونهها و موجودات.



