اثر “بر شانهی زر»”نمایش وابستگی قدرت به ثروت است؛ پیکرهای که بر بستری از سنگهای قیمتی ایستاده، نمادی از ساختاریست که اقتدار خود را نه از ذات، بلکه از پشتیبانی منابع مادی میگیرد. زنجیرهای اطراف این پیکره، استعارهای از پیوند ناگسستنی قدرت و سرمایهاند—پیمانی پنهان که توازن و تداوم سلطه را تضمین میکند.



