در این اثر، تمنای انسانی نه بهصورت شور یا رهایی، بلکه در هیئت اسارت و سرکوب بازنمایی شده است. پیکرهای خمیده و غریزی، میان زنجیرهایی پیچیده، نماد وابستگی غریزی و ناتوانی از گسستن است. «در بند خواهش» تجربهی میل را در لحظهای روایت میکند که دیگر خواستن، آزادی نیست؛ بلکه زنجیریست بر تن و روان.



