اثر ترکیبی از چندین پیکرهی در حرکت است؛ بدنهایی که رقصاناند اما در بند، خمیدهاند اما در شور، بالا رفتهاند اما با زنجیر فرود آمدهاند. همه بر زمینهای از فرش ایرانی قرار دارند — بستر فرهنگی زیبایی و انسجام — اما در میان آن، زنجیرها گره خوردهاند به بدن و زمین. «جشنِ دربندان» نمایشیست از شادیهایی که حق زیستن نمییابند، موسیقیهایی که در گلو میمیرند، و انسانهایی که با وجود بند، هنوز حرکت میکنند. قطعه، کنایهایست تلخ به روزگاری که رقص را جرم، شادی را گناه، و موسیقی را خطا میداند.



