پیکرهای انسانی با قامتی تصنعی و ژستی متکبر، پوشیده از زنجیرهایی مملو از سکههای فلزی—درخشان اما سنگین. این زیورآلات نه زینت، که بار و بند هستند؛ تجملی برای پنهانکردن خلأی درونی. «تهیِ زراندود» بازتابیست از انسانی که خود را با ثروت میپوشاند، اما زیر آن در غیاب معنا، شخصیت و هویت، فروریخته است. اثر، نقدیست بر ارزشگذاری مادی و تلاشیست برای نمایش تضاد میان ظاهر پر زرق و برق و درونی که گمشده است



