درختی خشک و پیچخورده، بارور از زنجیرهایی که به جای میوه، نشانهی رنجاند. در این باغ، شاخهها جایگاه تازیانهاند و ریشهها بهجای زمین، به مصیبت گره خوردهاند. «باغی برای زنجیر» روایتیست از رشد خرافه در بستر آیین، جایی که اندوه و تکرار، جانشین آگاهی شدهاند.



