پیکرهای از سر گوزنی نجیب و قدرتمند با شاخهایی کشیده، که در اوج زیبایی و وقار، زنجیری بر گردنش سنگینی میکند. اثر نمادیست از انسانی که نجابت و شرافت درونی دارد، اما در بند ساختارها، اجبارها و محدودیتهایی گرفتار آمده که اجازه شکوفایی کامل را نمیدهند. «اسیرِ نجیب» روایتیست از تضاد میان قدرت بالقوه و بندهای بیرونی — داستان شکوهی که به اسارت درآمده، بدون آنکه خشونتبار باشد.



