شرح اثر: این مجسمه بازتابیست از دوران کرونا، اما نه تنها در سطح بیماری، بلکه بهعنوان نشانهای از مسموم شدن گستردهی لایههای انسانی. درختی پوسیده و تومورگونه، انسانی کوچک و ناتوان که به آن تکیه داده، و عنصری کروی–تیغدار که نشانهی عامل بیماریست، سهگانهای از بیدادیست که نه فراموش میشود، نه تمام.
این مجسمه، صرفاً بازنمایی یک بیماری نیست؛ بلکه بازتابیست از اثرات روانی، اجتماعی و وجودیِ بیداد کرونا. انسان در اینجا نه یک قربانی پزشکی، بلکه شاهدی آسیبدیده و بیپناه در برابر مسمومیتی گستردهتر است: مسمومیت در انسانیت، در اعتماد، در تماس.
تنهی آلوده، نماد تکیهگاههاییست که بیمار شدهاند—طبیعت، جامعه، ساختارهای حمایتی. پیکرهی انسانی، نه با خشم، که با سکوت به آن تکیه داده، و گوی ویروس، اگرچه جدا، هنوز نزدیک و تهدیدگر است.
متریال و اجرا
ترکیب چوب طبیعی، زوائد تیره و فرمهای ارگانیک، زبانی بیکلام برای گفتوگو با بدن و حافظه است. هر ماده، بهجای آنکه صرفاً حامل فرم باشد، حاوی تجربه است. اثر بهگونهای ساخته شده که انگار خودش نیز از دل طبیعتی بیمار بیرون آمده—نه چیزی ساختهشده، بلکه کشفشده.
تأثیر احساسی و روانی
اثر از آن نوع مجسمههاییست که به جای نگاه، نیاز به حس شدن دارند. سکوتش کر کننده است. فرمش نه فریاد میزند، نه پنهان میکند. فقط ایستاده، همچون زخم، همچون شاهد.
در دنیایی که پس از کرونا تلاش میکند همهچیز را فراموش کند، این مجسمه یادگار بیداد است—یادآور رنجی که نه تمام شد، نه باید به فراموشی سپرده شود.
جمعبندی
“یادگارِ بیداد” مجسمهایست از یک دوران، اما فراتر از آن، از وضعیتی انسانمحور: انسانِ زخمی، تنها، و در تلاش برای بقا در جهانی آلوده. این اثر ما را مجبور میکند بپرسیم: آیا از بیداد عبور کردهایم، یا فقط یادش را به کناری گذاشتهایم؟



