وقتی که مهربانی، دور شد

سال خلق اثر: 2022
ابعاد : ۱۵ × ۲۲ × ۴ سانتی‌متر (ارتفاع × طول × عمق)
وزن : 280 گرم
تیراژ : تک نسخه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب طبیعی، سرامیک شکسته، رنگ
تکنیک : ترکیب ساختاری و بازچسبانی احساسی

شرح اثر: این مجسمه روایت جدایی‌ست—تماسی ناتمام میان دو پیکره‌ی چوبی که با خرده‌های خاطره (سرامیک‌های شکسته) در بدن‌شان، چیزی از مهرِ گذشته را به یاد می‌آورند. یکی در حال رفتن است، دیگری در تمنای نگه داشتن. مهربانی اینجا دیگر کنش نیست، بلکه ردِ محو شده‌ی آن است.

مجسمه، ترکیبی‌ست از دو پیکره‌ی چوبی که در کششی معلق، در امتداد یکدیگر قرار گرفته‌اند. نه در آغوش، نه جدا؛ بلکه در مرز میان داشتن و از دست دادن. فرم کشیده، باریک، و گاه شکننده‌ی هر پیکره، حس سبکی و ناتوانی را منتقل می‌کند—گویی لحظه‌ای از تماس، در حال عبور است. چیدمان آن‌ها بر زمینه‌ای چوبی، تخت و تیره، نوعی ایستایی در پس‌زمینه‌ی حرکت را به نمایش می‌گذارد. سکونی که زمان را نمایندگی می‌کند.

مضمون و روایت پنهان

اثر، درباره‌ی لحظه‌ای است که مهربانی، نه دیگر در جریان، بلکه در حافظه مانده است. تماس به‌پایان‌نرسیده‌ای که به جای آغوش، ردّی از تمنا بر جای گذاشته. این اثر، مهربانی را همچون تجربه‌ای زیسته نشان می‌دهد که به گذشته تعلق یافته—نه با خشونت، بلکه با فاصله‌ای آرام، اما دردناک. انتخاب عنوان، به‌خوبی این کیفیت را بازتاب می‌دهد: «وقتی که مهربانی، دور شد» نه پایان ناگهانی، بلکه جدایی تدریجی‌ست.

متریال و جزئیات حسی

ترکیب چوب طبیعی و تکه‌های سرامیک شکسته، تداعی‌گر همزمانِ طبیعت و خاطره است. چوب، فرمِ زندگی را به همراه دارد؛ سرامیک‌های شکسته، تکه‌هایی از گذشته‌اند—زیبا، رنگی، اما خردشده. این پیکره‌ها با خود خاطره‌هایی حمل می‌کنند. رنگ‌ها، به‌جای آنکه زنده باشند، در دل چوب فرورفته‌اند. گویی خاطراتی در تن انسان باقی‌ مانده، بی‌آنکه تکرار شوند.

تأثیر احساسی و روانی

مجسمه از آن نوع آثاری‌ست که مستقیماً به دلِ مخاطب نمی‌زند، بلکه آهسته در ذهنش می‌ماند. حس «ناتمام ماندن»، «نرسیدن»، و «دور شدن» در آن موج می‌زند. از مخاطب نمی‌پرسد، بلکه او را به یاد چیزی می‌اندازد—یک لحظه‌ی انسانی، که در آن مهربانی بوده، اما حالا نیست.

جمع‌بندی

“وقتی که مهربانی، دور شد” تنها یک مجسمه نیست؛ یک تجربه‌ی تجسم‌یافته است. اثری که نه از خشم، بلکه از فقدان سخن می‌گوید. نه با فریاد، بلکه با نجوا. هنرمند در اینجا، خاطره را نه فقط به یاد می‌آورد، بلکه آن را می‌سازد؛ از چوب و سفال و سکوت.