شرح اثر: اثری اعتراضی با زبانی نمادین که خرافهپرستی را در پیوند با قدرتطلبی و فریب به چالش میکشد. موجودی خشکیده به شکل پرندهای در حال مرگ، با تسبیحی سبز در بند است، در حالیکه ماری در نزدیکی آن در کمین نشسته. همهچیز در این اثر از تعارض میان معنویت و خشونت خبر میدهد.
در نخستین نگاه، اثر تصویری متضاد از تقدس و تهدید را القا میکند. تسبیح سبز، نماد عبادت، آرامش و باور است؛ اما در کنار آن، ماری سرخرنگ پیچخورده، یادآور فریب و خطرِ پنهان است. در مرکز، جسمی خشکشده و سوزنیشکل که بیشتر به پیکر یک پرنده یا قربانی میماند، در محاصرهی این دو قرار گرفته — همچون انسانی که در میان خرافه و فریب، نیت پاکش به ابزاری برای سلطه تبدیل شده است.
استفاده از عناصر طبیعی و خام، به اثر حالتی بکر و خاموش میدهد، اما تضاد رنگها و فرمها، حسی از تردید و ترس ایجاد میکند. این اثر نه فقط یک نقد بر ابزار دینی است، بلکه بازتابی از انسانیست که در مسیر حقیقت، قربانی نمادهای خالیشده از معنا میشود



