نوک غرور

سال خلق اثر: 2022
ابعاد : ۲۲ × ۱۳.۵ × ۹.۵ سانتی‌متر (ارتفاع × طول × عمق)
وزن : 100 گرم
تیراژ : تک نسخه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب طبیعی، نوک فلزی، رنگ
تکنیک : حجم انتزاعی با ترکیب چوب و آهن

شرح اثر: این مجسمه تجسمی از غروری‌ست که تا مرز خشونت می‌رود. قامت پیچیده و در حال اوج‌گیری، در نهایت به نوکی فلزی ختم می‌شود—نه نماد خرد یا شکوه، بلکه زهرِ پنهانِ خودبزرگ‌بینی. ترکیب چوب با خطی سیاه که دور آن پیچیده، نمادی‌ست از سایه‌ای که حقیقت را پنهان کرده و غروری که نه از درون، بلکه از پوسته‌ای نمایشی تغذیه می‌کند.

فرم و پیکره‌پردازی

“نوک غرور” مجسمه‌ای‌ست باریک و سربرافراشته، پیچ‌خورده و پُر از تنش. فرم کلی، پویایی بی‌قرار دارد: چوبی طبیعی، با بدنی مارپیچ و رو به بالا، گویی در تلاش برای اوج گرفتن است. اما این صعود، به‌جای آنکه به روشنایی ختم شود، در تیغه‌ای تیز و فلزی پایان می‌گیرد—چیزی میان تاج و خنجر.

بر سطح پیکره، نواری تیره به شکل رگه یا مار پیچیده که حس پیچیدگی، فریب یا درگیری درونی را تقویت می‌کند. انحنای شاخه‌ی جانبی در پایین نیز، گرچه فرعی‌تر است، به اثر تعادل می‌دهد—اما نه آرامش.

مضمون و بُعد تفسیری

اثر با پرسش آغاز می‌شود:
«به چه می‌نازی؟ که هستم من؟ این همه غرور…»
و با همین پرسش، به نقد می‌رسد: غرور، اگر بی‌ریشه و نمایشی باشد، نه شکوه است، نه قدرت—بلکه تهدیدی‌ست پنهان، علیه خود و دیگران.

در این مجسمه:

  • قامت به‌ظاهر قدرتمند، اما خمیده و آسیب‌پذیر است؛
  • نوک بالا، نشان‌دهنده‌ی غروری‌ست که از کنترل خارج شده؛
  • ترکیب چوب و آهن، تضاد طبیعت و خشونت، نرمی و بریدگی را در خود دارد.

متریال و لحن بصری

چوب، زنده است و تن‌وار؛ آهن، مرده و خشن. این ترکیب، تضاد درونی انسان را نشان می‌دهد: میل به اوج گرفتن، همراه با خطر سقوط. مسیر مارپیچ اطراف پیکره، مانند غرور درونی‌ست که آرام و بی‌صدا بالا می‌خزد—تا جایی که به تیزی ختم شود.

تأثیر روانی

اثر بی‌صداست، اما ناآرام. چیزی در آن بیننده را نگران می‌کند: حس تعلیق، حس سقوطی نزدیک، حس خودویرانگری پنهان در پشت نمایش قدرت. پرسشی که اثر در ذهن مخاطب می‌نشاند این است:
آیا غرور، همیشه نشانه‌ی قدرت است؟ یا گاهی، فقط پوششی‌ست بر ترس و تهی‌بودن؟

جمع‌بندی

“نوک غرور” مجسمه‌ای‌ست از غرور بدون عمق—غروری که در ظاهر بالا رفته، اما در باطن، فقط نوک تیز تهدید است. این اثر، ما را نه به قضاوت، بلکه به تأمل فرا می‌خواند: در غروری که بر خود می‌بندیم، چقدر خطر پنهان است؟
زیبایی‌اش در سکوتش است، و پیامش در تیزی پایانش.