شرح اثر: در این مجسمه، صلیب از فرم فردی و نجاتبخش خارج شده و به ساختاری خشک، تکرارشونده و خرافهمحور تبدیل شده است. تیغههای آهنی و میخهای تقویتشده، نهتنها نشانههایی از درد، بلکه تثبیتکنندهی سیستمی از باورهای بیپرسش هستند. این اثر، نقدیست بر گسترش خرافه در قالب فرمهای آیینی و جاافتاده.
فرم و ساختار
این اثر، یکی از شفافترین، سردترین و در عین حال عمیقترین آثار این مجموعه است. ساختاری برآمده از سادهترین نماد مذهبی—صلیب—اما با بار معنایی کاملاً واژگون. صلیب چوبی و فرسوده، ایستاده بر پایهای صُلب، حامل چیزی نیست مگر خشونت، تکرار، و سکوتی سنگین.
سطح صلیب با تیغههای فلزی تیز و کشیده آراسته شده—نه برای تزئین، بلکه برای تثبیت، کنترل و تهدید. در اینجا، زیبایی جای خود را به کارکرد داده، و ایمان به مکانیزم تکرار بیمعنا.
مضمون و دلالت فلسفی
در نگاه اول، شاید نشانی از قدوسیت به چشم بیاید، اما با اندکی تأمل، درمییابیم که این صلیب، دیگر نماد نجات نیست. بلکه بدل شده به:
- ساختاری که تکرار میشود، بیآنکه معنا داشته باشد؛
- چارچوبی که نه فرد، بلکه توده را در بر میگیرد؛
- سامانهای که بهجای رهایی، ذهن را در بند میکشد.
این مجسمه با قدرتی بیصدا اعلام میکند: خرافه، ساختارمند شده است. دیگر باوری فردی نیست، بلکه نظامیست که بازتولید، تثبیت و تکثیر میشود. در این چارچوب، تقدس به فراموشی سپرده شده و تنها پوستهای باقی مانده که با میخ و فلز، ذهن را در تکرار نگه میدارد.
متریال و زبان بصری
چوب کهنه، رنگباخته و شکافخورده، بافتی از زمان و فرسایش را بازنمایی میکند. فلزات تیز، منظم، صنعتی و بیروحاند؛ نشاندهنده آنکه باورِ زنده، به فرمِ مکانیکی و تهی تبدیل شده. میخها، بهجای بستن پیکر، ذهن را تثبیت کردهاند.
تأثیر احساسی و روانی
اثر نه مخاطب را میهراساند، نه آرام میکند؛ بلکه در یک ایستایی بصری، سؤالاتی در ذهن شکل میدهد:
آیا چیزی که ما آن را مقدس میپنداریم، واقعاً حامل معناست؟
آیا در تکرار آیین، چیزی از حقیقت باقی مانده؟
و آیا ما خود، مصلوب این ساختار نشدهایم؟
جمعبندی
“مصلوبِ تکرار” اثریست دربارهی فروپاشی تدریجی معنا. صلیبی که زمانی حامل امید بود، اکنون حامل سیستم خرافه است. در دنیایی که نمایش، جای اندیشه را گرفته، این مجسمه دعوتیست به توقف، به تأمل، و به تماشای واقعیتی که با نام ایمان، ذهن را در بند میکشد. اینجا رستگاری در کار نیست—تنها تکرار، میخ، و سکوت.



