شرح اثر: اثر تلفیقیست از زخم و آغوش؛ ساختاری شکسته که به جای نفی شدن، تبدیل به مکانی برای همزیستی شده است. بازوی چوبی و باز شده، گویی دعوتیست به حضور دیگری. تکهسرامیکها، در عین آسیبدیدگی، به اثر عمق و رنگ دادهاند و مهربانی، نه بهعنوان تزئین، بلکه بهعنوان فلسفهی اصلی اثر ظاهر شده است.
اثر یادآور موجودی است با شاخکها یا بالهایی گشوده و یک هستهی مرکزی متراکم، که شاید به شکل لانه، پناهگاه یا حتی زخم دیده میشه. ترکیب چوب و تکههای کاشی شکسته، نوعی خشونتِ پشتِ زیبایی رو نشون میده — مثل خاطرههایی درهمریخته که با مهربانی، نگهداری شدن. اثر «تن به مهربانی» یک مجسمه نیست؛ یک رفتار است، یک پاسخ آرام به خشونت جهان شکسته اما نپاشیده. خمیده اما باز. این مجسمه، نمونهایست از هنری که نه فقط فرم، که اخلاق را هم میسازد.
فرم و هندسه احساسی
فرم اصلی، چیزیست بین موجودی زنده و ساختاری ساکن. بازوهایی که گشودهاند، نه برای گرفتن، بلکه برای پناه دادن. در پایین، بخشی شبیه لانه یا تودهای پیچیده وجود دارد که هم میتواند «دل» باشد، هم «خاطرهای زخمی. قطعههای سرامیکِ در هم چسبیده، یادآور تکنیک ژاپنی کینتسوگی هستند — ترمیم شکستگی نه برای پنهان کردن، بلکه برای ارزش بخشیدن به شکستن.
پیام و زمینه انسانی
همهچیز از همان نوشته سادهی هنرمند شروع میشود ))باهم باشیم و مهربان. پناه دیگران.(( نه شعاریست، نه جملهای قهرمانانه؛ بلکه دعوتی فروتنانه به همزیستی. در زمانه پر از طرد، قضاوت، و فاصله، این اثر صدا میزند که: تن بده، نه به خشونت، بلکه به مهربانی. و این تندادن، از موضع ضعف نیست بلکه از بلوغ و تجربه است.
تأثیر نهایی
“تن به مهربانی” سکوت را میتراشد، آن را به پناه تبدیل میکند. شاید صدایی بلند نداشته باشد، اما اثرش ماندگار است. نه از بیرون، بلکه از درون مخاطب را حرکت میدهد. این اثر، پاسخی آرام به دنیاییست که بیوقفه میتازد. جایی برای ایستادن، نگاه کردن، و پذیرفتن این حقیقت که: بعضی زخمها، فقط با مهربانی معنا پیدا میکنند.



