تلاش برای مرگِ زندگی

سال خلق اثر: 2022
ابعاد : ۶۱ × ۲۸ × ۱۰ سانتی‌متر (ارتفاع × طول × عمق)
وزن : 490 گرم
تیراژ : تک نسخه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب طبیعی، انار خشک، رنگ، فلز
تکنیک : مجسمه‌سازی استعاری با اغراق در آناتومی و نشانه‌شناسی سمبلیک

شرح اثر: این مجسمه پیکره‌ای انسان‌مانند را در حال تلاشی تمام‌عیار برای رسیدن به اناری خشک‌شده به تصویر می‌کشد—اناری که زمانی نماد زندگی بوده، اما حالا پوسته‌ای چروکیده است. پاهای کشیده، دم حیوانی، و دستان پُرکشش، تصویری از میل اغراق‌شده برای رسیدن به چیزی است که دیگر زندگی نیست. اثر، نقدی‌ست بر فریبی که گاهی در خود میل پنهان است؛ جایی که تلاش، به جای نجات، به مرگ معنا منجر می‌شود.

اثر، بر پایه‌ی تضاد شکل گرفته: پیکره‌ای بلند، کشیده، پیچ‌خورده و انسان‌مانند، با پاهایی به‌طرز اغراق‌آمیز بلند که بر سکویی ایستاده، در حال رسیدن به نقطه‌ای در بالا—جایی که اناری خشکیده، چروکیده و بی‌جان آویزان است. در بالاتنه، انشعاباتی شبیه بازوهای متعدد وجود دارد که به‌سمت آن انار گشوده شده‌اند، گویی تمام وجود این پیکره در تلاش برای لمس چیزی‌ست که دیگر زنده نیست.

دمی کوتاه و برجسته از پایین‌تنه بیرون زده—نشانی از غرایز اولیه، میل خام، و هیولایی درون انسان که اغلب پشت نقاب “هدف مقدس” پنهان می‌ماند.

مضمون و معنای پنهان

عنوان اثر، “تلاش برای مرگِ زندگی”، به‌خوبی درک ما را از کنش این پیکره تغییر می‌دهد. آن‌چه در ابتدا ممکن است تلاش برای “زندگی” به‌نظر برسد، در واقع سفر به‌سوی سراب است؛ تلاشی برای رسیدن به مفهومی از زندگی که دیگر وجود ندارد، یا هیچ‌گاه نبوده.

  • انار، که سنتاً نماد زندگی، باروری، و زیبایی‌ست، در اینجا خشکیده و از معنا تهی شده؛
  • پیکره، با همه‌ی پیچ‌خوردگی‌ها و دست‌های پرکش، در پی چیزی‌ست که فقط ظاهر زندگی را دارد؛
  • و پاهای دراز، تعادل را از فرم گرفته‌اند—انگار که اغراق در میل، ما را از ریشه جدا کرده.

متریال و زبان بصری

چوب طبیعی، آغشته به رنگ‌هایی گرم و رگه‌هایی سیاه، حس درونی این پیکره را به‌خوبی منتقل می‌کند. انار خشک، واقعی‌ست—نه شبیه‌سازی‌شده—و همین تقابل بین فرم زنده و ماده‌ی مرده، قدرت استعاری اثر را دوچندان می‌کند.

دم، همچون امضایی‌ست بر تفسیر نهایی: این میل، انسانی نیست—بلکه غریزه‌ای کور، پرزرق‌وبرق، اما بی‌جهت است.

تأثیر احساسی و روانی

اثر همزمان هم خنده‌دار است، هم تراژیک. تماشاگر ابتدا مسحور کشش بصری و طراحی پویا می‌شود، اما با دقت بیشتر، درمی‌یابد که کل این حرکت، به‌سوی چیزی بی‌جان است. این تضاد، احساسی از فریب، تکرار بی‌نتیجه، و تهی بودن آرمان را منتقل می‌کند.

جمع‌بندی

“تلاش برای مرگِ زندگی” یک مجسمه است، اما بیشتر از آن، بازتابی‌ست از سرگشتگی انسان مدرن. انسانی که با تمام وجود می‌دود، بالا می‌رود، فریاد می‌زند—اما مقصدی که در ذهن دارد، دیگر زنده نیست.
این اثر، ستایش‌گر تلاش نیست؛ بلکه دعوتی‌ست به توقف، تأمل، و بازنگری در معنای “رسیدن”.