تکهچوبی ایستاده که نیمهبالای آن سوخته و سیاه شده است، نمادیست از خاطره، تاریخ یا انسان ایستادهای که با وجود سوختن و فرسایش، هنوز پابرجاست و ردپای زیستهاش را بر جا گذاشته است.
در این اثر، قطعهای از چوب به صورت عمودی و ایستاده قرار گرفته که بخش بالایی آن سوخته و تیره شده، در حالیکه بخش پایینی صاف، صیقلی و به رنگ طبیعی چوب باقی مانده است. این تضاد رنگی و بافتی، تداعیگر نبردی میان فراموشی و خاطره، و میان سوختن و بقاست. خطوط و رگههای سطح اثر همچون ردپای تجربهها و زخمهای گذشتهاند که بر پیکرهی هستی نقش بستهاند.
“ایستاده در فراموشی” اثریست دربارهی ایستادگی در دل ویرانی؛ چوبی که هم در حال سوختن است و هم در حال ایستادن — نمادی از حافظهای فردی یا جمعی که هرچند در معرض خاموشی است، اما هنوز زنده و حامل معناست. این اثر، خاطرهای ایستاده و مقاوم است که با گذر زمان، تنها تغییر شکل میدهد، نه اینکه نابود شود



