آزادی وارونه

سال خلق اثر: 2021
ابعاد : ۲۸ × ۳۴ × ۷ سانتی‌متر (ارتفاع × طول × عمق)
وزن : 2000 گرم
تیراژ : تک نسخه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب طبیعی، قطعات فلزی، رزین رنگی
تکنیک : حجاری و مونتاژ ترکیبی با متریال‌های صنعتی

این اثر در مرز میان “پرواز” و “اسارت” ایستاده؛ فرمی که هم می‌تواند دستی چنگ‌زن باشد، هم پرنده‌ای ناقص. تجسمی است از آزادی‌ای که تنها در فرم وجود دارد، نه در معنا ؛ آزادی‌ای که وارونه شده، در زنجیر ذهن و امید کاذب گرفتار آمده است.

فرم و ساختار:

این اثر، همچون یک پدیده‌ی دچار دوگانگی‌ست: در نگاه اول دستی‌ست که می‌خواهد بگیرد، اما در عین حال به نظر می‌رسد در حال سقوط است؛ یا شاید پرنده‌ای‌ست که قصد پرواز دارد ولی بال‌هایش به جایی بسته‌اند.
فرمی خمیده، درون‌ریز و پاره، که آشفتگی روانی را نه فقط نمایش، بلکه بازنمایی فیزیکی می‌کند.
ساختار آن طوری است که مخاطب نمی‌فهمد با چه چیزی روبه‌روست — و دقیقاً همین پرسش‌برانگیزی، آن را به یک اثر مفهومی موفق بدل کرده است.

 

مضمون و نگاه فلسفی:

آزادی وارونه تنها درباره‌ی یک ایده نیست، بلکه دربار‌ه‌ی ناامیدی از ایده‌هاست. آزادی در این اثر، نوعی توهم است؛ تلاشی برای پرواز، اما با بال‌هایی که به زمین پیچ شده‌اند. اثر در گفت‌وگو با تجربه‌ی زیسته‌ی هنرمند معنا پیدا می‌کند — کسی که خود آزادی را زیسته، تجربه کرده، و نهایتاً از آن دل‌زده شده. این مجسمه نه در ستایش رهایی، بلکه در انتقاد از تعاریف کلیشه‌ای آزادی ساخته شده است؛ انتقادی ریشه‌دار، تجربه‌محور و صادق.

انتخاب متریال و بافت:

چوب سوخته، فلزات زنگ‌زده، و رزین نیمه‌شفاف، همه در کنار هم مفاهیمی مثل سوختگی، پوسیدگی و شفافیت دروغین را القا می‌کنند. این متریال‌ها نه برای زیبایی، بلکه برای روایت انتخاب شده‌اند: چوبی که انگار درونش سوخته، فلزی که مدت‌ها از حرکت بازمانده، و رنگی که بیشتر از آنکه زندگی باشد، نشانه‌ی بیماری است.

تأثیر احساسی:

اثر بیننده را معلق می‌گذارد؛ نمی‌گذارد تصمیم بگیرد که آیا شاهد امید است یا شکست، پرواز است یا سقوط. و در همین ابهام است که اثر نه پیام می‌دهد، نه شعار می‌دهد، بلکه “نفس” می‌کشد.

جمع‌بندی نهایی : آزادی وارونه تجسم یک تناقض است؛ آزادی‌ای که زیباست، اما واقعی نیست. امیدی که حرکت دارد، اما به عقب. این مجسمه با زبان چوب و زنجیر، مفاهیمی را فریاد می‌زند که خیلی‌ها در دل دارند، ولی جرأت بیانش را ندارند.