- همه
- بازی
- بزرگ خاندان
- تلواسه های چوب
- خرنا
- زنجیرها

عبور بیادعا

تنها، اما فرونریخته

زنجیر از پا گسسته، از دل نه

آویخته بر وهم

میان شرم و میل

جاری در شادی

غرور بر لبهی سقوط

فراتر از من

آزادی از جنس سؤال، خطر از جنس پاسخ

در جدال با مرزها

من، پس از آن

از خودم زخمیام

بر انگشت سرنوشت

از رقص گفتن

کاش باز میگشت

بر پوست وطن، رد ستم است

رد عبور

امید، اگر نبود؟

زبان بهمثابه تیغ













