پیکرهای زنانه با گیسویی آویزان، در حرکتی که یادآور رقص باله است — اما بیصدا، بیصحنه، و بیاجازه. «از رقص گفتن» اثریست دربارهی زیباییای که در سکوت مانده، و بدنی که حتی در محدودیت، زبان آزادیست. درختی که نه تنها ایستاده، بلکه در حال رقصیدن است؛ چون رقص، گاه فقط یک ژست نیست، بلکه بیانیست از بودن.



