هستی معیوب

سال خلق اثر: 2019
ابعاد : ارتفاع ۵۰ × عمق ۱۳ × قطر ۵۴ سانتی‌متر
وزن : 410 گرم
تیراژ : تک نسخه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب طبیعی، تور کهنه، حلقه شکسته، رنگ
تکنیک : ترکیب‌سازی مفهومی با عناصر نمادین هستی، اسارت و نقصان

شرح اثر: این مجسمه با ترکیب دایره‌ای شکسته، توری پاره و پرنده‌ای محبوس درون آن، تصویری استعاری از جهانی ناقص و معیوب را به نمایش می‌گذارد. پرنده، نماد آگاهی و آزادی، درون ساختاری ناقص و اسارت‌بار گرفتار است؛ توری پاره‌شده نیز نشانه‌ای‌ست از نظم ازهم‌گسیخته. عنوان «هستی معیوب» یادآور این است که گاهی نقص، در خود ساختار هستی‌ست، نه در اجزای آن.

فرم و ساختار

این مجسمه ترکیبی است از یک دایره‌ی شکسته، توری پاره، و پیکره‌ای پرنده‌مانند که درون این فضا گرفتار شده. دایره—که در فرهنگ‌های مختلف نماد «تمامیت»، «کمال»، و «چرخش منظم هستی» است—اینجا ناقص و شکسته است. این شکستگی نه تصادفی، بلکه کاملاً معناگرایانه است؛ چیزی در ذات این دایره، در ذات این هستی، ناکامل است.

توری که درون دایره قرار دارد، زبر، فرسوده و پاره است—نه نگه‌دارنده، بلکه اسیرکننده. و پرنده، گرچه شکل گرفته از چوبی طبیعی و نرم، اما در آن‌چه به‌ظاهر «ساختار جهان» است، محصور شده.

مضمون و تأویل فلسفی

عنوان اثر، «هستی معیوب»، هم ساده است و هم کوبنده. این اثر می‌گوید:

  • آن‌چه باید نظم باشد، شکسته است؛
  • آن‌چه باید راه پرواز باشد، به دام بدل شده؛
  • و آن‌که باید آزاد باشد (پرنده)، اسیر شده است—نه به‌دست دشمنی خارجی، بلکه به‌دست خودِ ساختار هستی.

اینجا، نقص در پرنده نیست؛ در «دایره» است. در هندسه‌ی وجود. در بافت جهانی که دیگر نمی‌چرخد، بلکه در حال فروپاشی‌ست.

متریال و نشانه‌شناسی

چوب پرنده، گرم، طبیعی و زنده است؛ اما حلقه و تور، کهنه، صنعتی، و آسیب‌دیده‌اند. این تضاد نه‌فقط در جنس، بلکه در پیام نیز دیده می‌شود:

  • پرنده، نماینده‌ی آگاهی، زندگی و رهایی است؛
  • تور، نماد محدودیت، کنترل و اسارت است؛
  • و دایره‌ی شکسته، خودِ هستی‌ست—اما هستی‌ای که دیگر توان جمع‌کردن خود را ندارد.

تأثیر حسی و روانی

این اثر مخاطب را متوقف می‌کند. با خود می‌پرسیم:
آیا پرنده‌ی درون این دایره، به‌راستی می‌تواند بگریزد؟
و پاسخ مجسمه سکوت است. سکوتی که می‌گوید:
«شاید پرواز، زمانی ممکن بود. اما حالا، تنها می‌توان نگاه کرد.»

اثر، ناتوانی پرنده را فریاد نمی‌زند—بلکه ناتوانی جهان را به رخ می‌کشد.

جمع‌بندی

هستی معیوب” اثری‌ست از جنس شک. شک به ساختار، شک به معنا، و شک به امکان رهایی.
این مجسمه، فریاد نمی‌زند. پرواز نمی‌کند.
فقط درون دایره‌ای شکسته، بی‌حرکت، تماشا می‌کند.
و ما را وادار می‌کند که بپرسیم:
اگر جهان ناقص باشد، آیا ما اصلاً می‌توانیم کامل باشیم؟