پیکرهای چوبی با بافتی فرسوده و پیکری پر از حفره؛ گویی جسمیست که از درون تهی شده، اما هنوز شکل دارد. اثر یادآور پرندهایست که دیگر نمیخواند، اما آوایش در فضا مانده است. «تنیده در یاد» تمثیلیست از باقیماندن خاطرهها در کالبدهایی که دیگر نیستند؛ حفرهها، ردهای گذشتهاند — آنچه بوده و اکنون، فقط یادش تنیده در چوب مانده.



