تنهای خشک، در حال فروپاشی، با انبوهی از شاخههای تیز و آشوبزده که از درون به بیرون فوران کردهاند. «به قصد نیستی» مجسمهایست از میل به نابودی، نه توسط دیگری، بلکه از درون. اثری که در آن، ایستادن نیز تلاشیست برای از بین بردن خود؛ شکلی از فریاد خاموش علیه هستی.



