پیکرهای پرشاخه، در حال چنگ زدن به زمین و سلطهگری بر محیط اطراف، با زنجیرهایی در دو رنگ: طلایی برای نمایش ثروت، سیاه برای نشان قدرت. این پیکره نه تنها دیگران را درگیر خود کرده، بلکه در مرکز، خود نیز در گرهی گرفتار آمده. «پیچشِ مستبد» تجسمیست از آنکه خود را حق مطلق میپندارد؛ کسی که در ظاهر بر مسند قدرت است اما در حقیقت در زنجیر باور، ثروت، خرافه و خودفریبی به اسارت رفته. اثری در نقد سلطهی پوشالی، اقتدار دیکتاتورانه، و قربانی شدن همگان، از جمله خود مستبد.



