هستم به زندگی

سال خلق اثر: 2015
ابعاد : ۳۷ × ۱۴ × ۱۲ سانتی‌متر (ارتفاع × طول × عمق)
وزن : 1720 گرم
تیراژ : تک نسخه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب طبیعی، طناب، سنگ صیقلی، پایه سنگی
تکنیک : مجسمه‌سازی مفهومی با تمرکز بر ایستادگی، حفظ حیات، و سکوتِ زنده بودن

شرح اثر: شاخه‌ای چوبی همانند دستی برافراشته از دل زمین، سنگی براق را در نوک خود نگه داشته است. اثر «هستم به زندگی» تجسمی‌ست از بودنِ مؤثر، ایستادن برای حیات، و نگه‌داشتن چیزی که در عین سنگینی، معنای زنده‌بودن را در خود دارد. این اثر، بی‌ادعا، اما ریشه‌دار و استوار است.

■ فرم و ساختار

اثر از یک شاخه‌ی کشیده و صیقلی ساخته شده که از پایه‌ای سنگی و طناب‌پیچ بیرون آمده، با امتدادی طبیعی به سمت بالا.
در نوک این شاخه، سنگی سیاه و براق به‌دقت قرار گرفته—نه در حال افتادن، نه فرو رفته، بلکه در تعادلی کامل و صبورانه.

فرم شاخه، استعاره‌ای‌ست از بدن انسانی—دستی که چیزی را بالا نگه داشته، بی‌فریاد، بی‌ادعا، اما با تمام توان.

مضمون و تأویل مفهومی

اثر در ظاهر ساده است، اما در عمق، بارِ مفهومی سنگینی دارد:

  • شاخه: بدن، زندگی، تداوم، ایستادگی؛
  • سنگ: بار، جوهر حیات، مسئولیت، معنای بودن؛
  • پایه‌ی طناب‌پیچ: ریشه، پیوند با خاک، اتصال به طبیعت و زمان.

عنوان «هستم به زندگی» دو خوانش هم‌زمان دارد:

  1. برای زندگی ایستاده‌ام – نوعی انتخاب، مقاومت، حضور معنادار؛
  2. هستم، چون زندگی هست – نوعی درک وجودی از پیوستگی ما با حیات.

نگاه فلسفی: بودن بدون فریاد

این اثر یادآور آن‌گونه بودن است که نیازی به دیده‌شدن ندارد.
ایستادگی در سکوت.
حفظ معنا، بدون نمایش.
و نگه‌داشتن چیزی (زندگی؟ امید؟ معنا؟) حتی اگر کسی نبیند.

سنگ بر شاخه، نماد سکوتی حامل بار هستی‌ست—نه رنج‌آور، بلکه مقدس.

تأثیر احساسی

اثر آرام است، اما تکان‌دهنده.
انسانی‌ست، اما بی‌نیاز از صورت.
شبیه به کسی که:

نه نجات می‌خواهد،
نه پیروزی،
فقط می‌خواهد چیزی را از افتادن حفظ کند.

و همین، شکلِ خالصی از «بودن» است.

جمع‌بندی

“هستم به زندگی” تصویری‌ست از انسانی که:

  • در سکوت ایستاده،
  • چیزی را نگه می‌دارد،
  • با ریشه در خاک،
  • و نگاهی رو به معنا.

او فریاد نمی‌زند که زنده است—
بلکه با ایستادنش، زندگی را حمل می‌کند.