شرح اثر: تنهای چوبی با فرم انسانی، که درون آن بهجای جوهر جان، سکه کاشته شده است. اثر «قیمت دارد، حتی تو» نمایش تصویری دردناک از دنیای معاصر است، جایی که نهفقط اشیاء، بلکه انسان، خاطره و درونمایهها هم به بهای پول سنجیده میشوند
فرم و ساختار
در این مجسمه، تنهای قطور و خمیده از چوب صیقلی، همچون نیمتنهی انسانی، با حفرهها و گرههای طبیعی ساخته شده که درون آنها، سکههای فلزی فرو رفتهاند.
پیکره از یک طرف کاملاً درخشان، گرم و دعوتکننده است؛
اما در طرف دیگر، پُر از زخم، ترک و نفوذ «شیء» به درون «بدن» است.
برخی سکهها روی سطح نشستهاند—مثل تزئین،
اما بسیاری دیگر در بافت چوب فرو رفتهاند،
گویی پول نه چیزی خارجی، بلکه عنصری درونی شده است.
مضمون و تأویل مفهومی
عنوان «قیمت دارد، حتی تو» جملهای نیست؛
اتهامیست.
روایتیست از جهانی که:
- در آن همهچیز عدد دارد؛
- همهکس قابل معامله است؛
- و حتی تو—با همهی شخصیت، خاطره، و روح انسانیات—میتوانی قیمتگذاری شوی.
پیکره نه مقاومت میکند، نه دفاع؛
فقط ایستاده—همچون بدنی که دیگر خالیست،
چون روحش را فروختهاند.
نگاه انتقادی: بدن کالاییشده
این مجسمه استعارهای از یک وضعیت است:
- بدن انسان دیگر فقط بدن نیست؛
- بلکه ویترین مصرف، مکان تبلیغ، هدف سرمایهگذاری است.
و وقتی حتی تن، فکر و انتخاب هم به فروش گذاشته میشود،
چه چیزی باقی میماند که «خود» باشد؟
سکهها در این اثر، فقط پول نیستند—
بلکه نشانههای نفوذپذیری ارزشها هستند.
تأثیر احساسی
اثر نه از طریق خشونت، بلکه با زیبایی پنهان و ظاهری فریبنده بیننده را میرباید.
از دور، مجسمه براق، گرم و جذاب است.
اما با نزدیک شدن، زخمها و اشغالشدن درونش آشکار میشود.
این همان چیزیست که اثر میخواهد بگوید:
سرمایهداری، ما را زیبا میسازد—اما از درون تهی.
جمعبندی
“قیمت دارد، حتی تو” تصویریست از انسانی که:
- ایستاده، اما فروختهشده؛
- براق، اما تسخیرشده؛
- در ظاهر انسانی، اما در باطن، بانک اطلاعاتی، بازار مصرف، یا کالایی در حال فروش.
این اثر، فریاد نمیزند،
اما با سکوتِ تلخش میگوید:
اگر حواسمان نباشد،
همهچیز پول میشود—حتی تو.



