پیکرهای در ظاهر متعادل، با بازوانی گشوده و وزنههایی متصل، که نشانی از قدرت و تعادل را به نمایش میگذارد. اما مدالی که از بدن آویخته و پایهای ترکخورده، حقیقت دیگری را فاش میکند: این قهرمان، ساختهی سیستمی فاسد است. «قهرمانِ جعلی» تمثیلیست از دنیای ورزش حرفهای که در آن افتخار، نتیجهی تلاش نیست، بلکه محصول مناسبات پنهان، تجارت و فساد ساختاریست. اثری دربارهی فاصلهی ظاهر و واقعیت، و تنِ انسانی که به ابزار نمایش بدل شده است.



