شرح اثر: تنهای برافراشته با دستی بلندشده، اما زخمی و خاموش. «فریاد خاموش» تجسم انسانیست که خوبیها را از دست داده، اما هنوز ایستاده—نه برای تسلیم، بلکه برای اعتراض. صدایی بیصدا، اما پابرجا.
فرم و ساختار
اثر «فریاد خاموش» با فرمی تنهمانند و راستقامت آغاز میشود؛ حجمی طبیعی از چوب که از دل زمین برخاسته، اما برخلاف انتظاری که از فرم درخت میرود، سرشار از تنش و انقباض است. شاخهای از آن چون دستی برافراشته، با خمشی غیرعادی، به بالا کشیده شده—نه برای طلب، بلکه برای اعتراض.
پایهی تیرهرنگ و فرم حلزونیمانند آن، گویی ریشهایست بستهشده به مکانی تاریک. بخشهای زخمدارِ بدنه، و قطعهی کاشیکاریِ درون اثر، گسستگی بین زیبایی و درد را نشان میدهد: زیبایی در دل بدنی سوخته، همچون خوبیهایی که از ما ربوده شدهاند.
مضمون و نگاه فلسفی
“فریاد خاموش” مجسمهایست دربارهی انسان معترض—نه آنکه فریاد میزند، بلکه آنکه سکوتش، از فریاد پرصداتر است. این اثر، یادآور لحظهایست که انسان، در برابر از دسترفتن خوبیها، اخلاق، عدالت و مهر، سکوت نمیکند، اما توان فریاد ندارد.
اعتراض در این اثر، نه سیاسیست، نه آشکار؛ بلکه عمیقاً درونی، انسانی، و تراژیک است. تنهای که هنوز ایستاده، اما زخمیست؛ دستی که هنوز بلند است، اما چیزی برای گرفتن ندارد.
متریال و تکنیک
چوب طبیعی، با پرداختی که اصالت بافت را حفظ کرده، ستون اصلی اثر است. کاشی شکسته، تداعیگر بخشی از زیبایی فرهنگ و تمدن است که حالا تنها تکهتکه در دل این تن مانده. پایهی فلزی تیره، گویی از جهتی نگهدارنده و از جهتی اسیرکننده است.
رفعتی با استفاده از فرم طبیعی چوب و تلفیق آن با عناصر فرهنگی، روایتی ساخته از انسانی که همزمان زیبا و زخمیست. تکنیک ساده، اما معناپذیر و چندلایه است.
تأثیر احساسی
اثر با مخاطب نجوا نمیکند؛ نگاه میکند. بدون آنکه بخواهد دلسوزی بخرد، در ذهن بیننده سؤالی میکارد:
چرا ایستادهای، در حالی که شکستهای؟
احساسی که اثر القا میکند، ناراحتی قهرمانانه است؛ نوعی اندوه باشکوه. غمی که به جای تسلیم، تو را وادار میکند که در جای خود بایستی. حتی اگر دیگر فریادی در کار نباشد.
جمعبندی
“فریاد خاموش”روایتیست از ایستادگی پس از زخم. از بلند شدن پس از از دست دادن. از اعتراض بدون خشم، بدون خشونت—اما با قدرت.
این اثر، بهجای نمایش قدرت فریاد، قدرت سکوت مقاوم را به رخ میکشد.
و در نهایت، چنین میگوید:
گاهی، بلندترین فریاد، همان است که شنیده نمیشود—اما همچنان ایستاده است.



