دو پیکره روبهرو، یکی با شاخههایی باز همچون ژستی پرادعا، دیگری خمیده، گوشهنشین، اما همچنان متصل با زنجیر. «فاصلهی غرور» روایتیست از رابطهای که زیر بار خودبینی شکسته، از پیوندی که در ظاهر گسسته اما در درون هنوز زنده است.


دو پیکره روبهرو، یکی با شاخههایی باز همچون ژستی پرادعا، دیگری خمیده، گوشهنشین، اما همچنان متصل با زنجیر. «فاصلهی غرور» روایتیست از رابطهای که زیر بار خودبینی شکسته، از پیوندی که در ظاهر گسسته اما در درون هنوز زنده است.