صلیب من، قضاوت شما

سال خلق اثر: 2022
ابعاد : ۵۳ × ۶۷ × ۱۲ سانتی‌متر (ارتفاع × طول × عمق)
وزن : 4320 گرم
تیراژ : تک نسخه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب سوخته، آهن، بند چرمی
تکنیک : ترکیب حجمی و نمادپردازی مفهومی

شرح اثر: این مجسمه، روایتی‌ست از فاجعه‌ی تکرارشونده‌ی قربانی شدن نجات‌بخش. پیکره‌ای فروپاشیده، که هم صلیب را بر دوش کشیده، و هم اکنون بر آن مصلوب شده است. صلیب نه نماد نجات، بلکه بستر قضاوت و رنج شده است. این اثر، تلاقی ایمان، ایثار و بی‌رحمی جمعی را در سکوتی سنگین بازگو می‌کند.

در قاب چوبی زمخت و زمینی، یک پیکره ناتمام، سوخته، و آویخته دیده می‌شود. ماده‌اش به‌نظر می‌رسد چوب سوخته یا بافتی تجزیه‌شده باشد—فرم انسانی ندارد، اما بار سنگینی از انسان‌بودن را در خود حمل می‌کند. این توده‌ی بی‌چهره، از دو بند چرمی در بالا آویخته شده، و درست در مرکز فریم، همچون بدنی بی‌دفاع، مصلوب است.

ساختار چوبی اطراف، تداعی‌گر صلیب است—اما نه صلیبی مقدس و آسمانی، بلکه صلیبی فرسوده، زمخت و بی‌رحم. صلیبی زمینی، زمخت و سرد. اینجا دیگر خبری از رهایی یا نجات نیست؛ آنچه هست، فقط فروپاشی تقدس است. این پیکره، هم بار صلیب را به دوش کشیده، هم بر آن قربانی شده. و این تکرار رنج و خیانت، همان‌جاست که اثر را به سطحی فراشخصی و فلسفی می‌برد.

مضمون و فلسفه‌ی پنهان

عنوان اثر، صلیب من، قضاوت شما، به‌تنهایی یک بیانیه است. ترکیبی از تردید، تلخی، و کنایه به تجربه‌ای انسانی که بار ایثار، هم‌زمان با بار قضاوت حمل می‌شود.

در جمله‌ی مفهومی همراه اثر—«صلیب را بر دوش کشیدم، اما به صلیبم کشیدند»—دردی چندلایه نهفته است:

  • ایثار، همیشه به نجات نمی‌انجامد؛ گاه، راه نابودی خود است؛
  • کسی که بار جامعه، ایمان یا رنج دیگران را بر دوش می‌کشد، ممکن است همان جامعه او را بر دار بکشد؛
  • در دل این مجسمه، روایتِ تکرار قربانی‌سازیِ نجات‌بخش نهفته است—تکرار تاریخی و روانی آن‌که نجات می‌دهد، اما قضاوت می‌شود.

متریال و اجرای اثر

چوب سوخته، زبری خشن زمان و زخم را در خود دارد. بندهای چرمی نه‌تنها پیکره را معلق نگه داشته‌اند، بلکه یادآور طناب، اسارت، و تحمل بی‌پایان بار درد هستند. این عناصر نه برای تزئین، بلکه برای تجربه‌اند—مخاطب را وادار می‌کنند تا با بار جسمی و روانی این «صلیب» روبه‌رو شود.

تأثیر احساسی و روانی

اثر، در نگاه اول بی‌صداست. اما هرچه بیشتر در آن دقیق می‌شوی، صدایی بلند از دلش به گوش می‌رسد—نه فریادی بیرونی، بلکه فریادی درونی، به‌جا مانده از قرن‌ها رنج، قضاوت، و بی‌عدالتی. این مجسمه، تفسیر مدرن یک اندوه کهن است: اندوه آن‌که می‌خواست نجات دهد، اما تنها مصلوب شد.

 

 

جمع‌بندی

“صلیب من، قضاوت شما” فقط یک اثر هنری نیست؛ بیانیه‌ای‌ست در مورد موقعیت انسان ایثارگر در جهانی بی‌رحم. جهانی که حتی رنج تو را با شک نگاه می‌کند. مجسمه، مخاطب را به جای قضاوت، به همدلی می‌کشاند. اینجا نه نجاتی در کار است، نه رستگاری؛ تنها حقیقتی سخت و خام: نجات‌بخش، همیشه نجات نمی‌یابد.