| شرح اثر: پیکرهای انسانی، به حالتی چون سواریگرفتن، بر بدنی دیگر نشسته است. این اثر، تصویریست از استثمار؛ جایی که یکی سنگینی میکند و دیگری میکشد. اما عنوان اثر هشدار میدهد: سواری نیست. این یک اعتراض بصریست به تحمل بیعدالتی. این اثر، فریادیست بیصدا؛ مجسمهای که با کمترین جزئیات، تصویری از یکی از عمیقترین رنجهای انسانی ارائه میدهد: لایهی اول: فرم و بدن پیکرهی بالایی، سنگینتر و بیحرکت است؛ پایینی، خمیده، ناپایدار و با پاهایی شبیه ریشه یا چوب شکسته. این فرم یادآور کارگرانیست که زیر بار قدرت، خستهاند، اما هنوز ایستادهاند. یا شاید تصویریست از نسلهایی که دوشهایشان، جایگاه پادشاهان و حاکمان شده. لایهی دوم: زبان عنوان “سواری نیست” نه فقط یک جملهست، بلکه یک موضع است بیانی طنزآمیز اما قاطع؛ نه با خشم، بلکه با کرامت. نمیگوید “برو پایین” — میگوید “من دیگر نمیکشم”. این زبان، همان چیزیست که اثر را از صرف فرم هنری، به بیانیهای اخلاقی و سیاسی تبدیل میکند. لایهی سوم: استعارهی اجتماعی این اثر فقط در مورد یک نفر و دیگری نیست این مجسمه دربارهی سیستمهاییست که یک عده را سوار میکنند، و بقیه را بارکش. دربارهی آنهایی که از راحتی میگویند، اما بر شانهی خستهی دیگران نشستهاند. جمعبندی “سواری نیست” دربارهی لحظهایست که یک انسان میگوید: بس است. |



