فرمی ترکیبی از ستونها و شاخههایی درهمرفته که دهانهای معلق میسازند، در مرکز آن زنجیری بهسان زبان آویزان است. زبان، این عضو ظریف اما قاطع، در این اثر چون شمشیری در فضای مقدس میان ارتباط و گسست معلق است. «زبان بهمثابه تیغ» اثریست درباره دوگانگی کلمه؛ ابزاری برای ساختن، اما همزمان ویرانگر. مجسمه تصویریست از قدرتی که نه در عضله، بلکه در معنا نهفته است — نیرویی که میتواند مرهم باشد یا مرگ.



