شرح اثر: تندیس «در قاب زخم و امید» تصویر ایرانِ امروز است — مجروح، سیاهپوش، اما استوار. مشتی بسته در میانه تاریکی نماد خشم و مقاومت است، و بافت قاب، خاطرهای از دیوارهای ترکخورده خانههاست. این اثر نه روایت یک فرد، که تجسم یک ملت است: ایستاده بر زخم، امیدوار به رهایی.
این اثر، ترکیبی است از فرم ایستاده، بیان نمادین، و خاطره جمعی. تندیس «در قاب زخم و امید»، تنها یک مشت چوبی نیست؛ بلکه بیانی تصویری از روایت ایران زخمی اما ایستاده است. ساختار قاب، تداعیگر یک قاب عکس خانوادگی یا پنجرهای بسته است، اما آنچه در درون آن دیده میشود، مشت گرهخوردهایست که از دل سیاهی برآمده است — نماد اعتراض، خشم، و امید در دل یأس.
ترکیب متریالها (چوب تراشخورده، رنگ تیره، بافت زبر قاب) حس ناهمواری و خشونت تجربهشده را منتقل میکند. گویی این مجسمه خود از دل تاریخِ نهچندان دور ایران بیرون آمده، از زمزمههای خیزش، از عزاداری عمومی، از خیابانهایی که به سکوت کشیده شدهاند.
قاب، برخلاف کارکرد معمولش که برای زیباسازی و محافظت است، اینجا تبدیل شده به حصار و در عین حال شاهد. مشت درون قاب، از درون حصار برمیخیزد — نه برای زدن، بلکه برای ایستادن، برای دیدن و خواستن.
این اثر را میتوان بهعنوان یادمانی بیصدا از جنبشهایی همچون مهسا امینی و فریادهایی دانست که شنیده نشدند اما خاموش هم نشدند. در نهایت، «در قاب زخم و امید»، تصویری است از دوگانهای پایدار در تاریخ معاصر ایران: اندوه و مقاومت.



