مجسمه «در سرِ بیهوا» ترکیبی از فانتزی، طنز تلخ و آرایش اغراقشده است. ساختاری انسانی دارد با دهانی گشوده و اناری خشکشده درون آن، که نشانی از شورِ از دسترفته یا زیباییِ بیثمر است. حلقههای فلزی آویخته بهسان گوشواره، و پرِ پرندهای که از سر بیرون زده، همه در پی خلق تصویری از خیالی زیبا ولی پوچاند. اثر با زبانی استعاری، خودآراییِ بیمعنا و وانمودهای پُرطمطراق را به نقد میکشد.



