پیکرهای که خمیده، محدود، و در عین حال مصمم به نظر میرسد؛ با زنجیری که از بالاترین نقطهاش آویخته است، اما نه برای اسارت، بلکه برای نمایاندن قدرت ادعای خود. قطعهای منفک، شبیه به دهان یا زبان، در کنار آن قرار دارد، گویی گفتهای بیرونافتاده، یا حقیقتی نیمهجان. «حقِ حقبودن» مجسمهایست از انسانی که در باورش، مطلق است؛ نه شک میپذیرد، نه گفتگو. زنجیر در اینجا، نماد آزادی نیست، نماد اطمینان است — اما اطمینانی که میبندد.



