حضرت شر

سال خلق اثر: 2022
ابعاد : ۲۰ × ۱۴ × ۵ سانتی‌متر (ارتفاع × طول × عمق)
وزن : 297 گرم
تیراژ : تک نسخه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب طبیعی، سنگ‌های نیمه‌قیمتی، فلز، چرم بافت‌دار، رنگ
تکنیک : حجم‌سازی نمادین با عناصر اغواگر و متضاد

شرح اثر: این مجسمه چهره‌ای استعاری از شر است، آراسته با سنگ‌های نیمه‌قیمتی و فرمی همچون موجودی مقدس‌نما. اما پشت زرق‌وبرق رنگ‌ها و درخشش سنگ‌ها، جسمی پوسیده، تهدیدگر و اغواگر ایستاده است. زائده‌ی مارپیچ یا شلاق‌مانند، نمادی از قدرت تحقیرگر، انحراف یا وسوسه است. «حضرت شر» نماینده‌ی زیبایی‌های فسادزده و قدرت‌هایی‌ست که در پس ظاهر فریبنده، ریشه در تاریکی دارند.

در این مجسمه، ما با موجودی ایستاده روبه‌رو هستیم—پیکره‌ای انسان‌مانند اما گره‌خورده، بی‌چهره، پُر از حفره و پوشیده از سنگ‌های رنگارنگ. پاهای آن ساده‌اند، اما بالاتنه توده‌وار، نامنظم، و به‌طرزی غیرطبیعی متورم شده. بر این سطح ناهموار، سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی نشسته‌اند—همچون گوهرهایی بر جسمی بیمار.

از یک سمت پیکره، زائده‌ای بافت‌دار و مارپیچ بیرون زده که تداعی‌کننده‌ی شلاق، دم، یا نوعی ابزار کنترل یا لذت است—نمادی از انحراف، غریزه یا سلطه.

مضمون و تأویل فلسفی

عنوان اثر، “حضرت شر”، تضادی آشکار و آگاهانه در خود دارد. «حضرت» واژه‌ای‌ست متبرک، حامل شأن، بزرگی و احترام؛ درحالی‌که «شر» واژه‌ای‌ست از جنس ظلمت، ویرانی، و انکار. این تضاد، تنها در زبان نمی‌ماند، بلکه در فرم مجسمه عینیت یافته:

  • سنگ‌های درخشان، بر بستری از فساد نشسته‌اند؛
  • بدن پیکره، پر از زخم، اما پُر از تزئین است؛
  • زیبایی، حامل فساد است؛ و
  • قدرت، فاسد و اغواگر است، نه نجات‌بخش.

متریال و معنای بصری

چوب پوسیده، سنگ‌های رنگی، فلز و زنجیر بافت‌دار، هرکدام با زبانی مستقل سخن می‌گویند. چوب، بازمانده‌ای از طبیعت است؛ اما با حفره‌هایی که گویی بافت زنده را بلعیده‌اند. سنگ‌ها درخشان‌اند، اما روی هیچ نظم یا تقارن خاصی قرار ندارند—زیبایی‌شان ناهم‌خوان با بسترشان است. این خود، نوعی استعاره است:
زیبایی‌ای که بر بی‌معنایی بنا شده، خود بخشی از فساد است.

تأثیر احساسی و روانی

این مجسمه نه ترسناک است، نه آرامش‌بخش. بلکه در مخاطب احساس تردید، وسوسه و بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند. پرسشی که در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد این است:
چرا زیباست؟ و چرا از آن می‌ترسم؟
این پرسش همان نقطه‌ای‌ست که اثر به بلوغ مفهومی می‌رسد: ما با چیزی مواجهیم که باید از آن فاصله بگیریم، اما به‌طرز عجیبی ما را جذب می‌کند.

جمع‌بندی

“حضرت شر” چهره‌ای‌ست از فریب قدرت؛ تجسمی‌ست از شرارت در لباسی مقدس. این اثر نه بی‌پرده، بلکه بسیار زیرکانه، از رابطه‌ی پیچیده‌ی زیبایی و فساد، نور و تاریکی، و هیبت و اغوا سخن می‌گوید.
این مجسمه، ستایشگر شر نیست—بلکه هشداردهنده‌ی چهره‌ای‌ست که شر می‌پوشد، تا مقدس به‌نظر برسد.