شرح اثر: این اثر با فرمی بالگشوده بر ستونی چوبی، استعارهای از پرندهایست که هنوز پرواز نکرده، اما آماده است؛ آمادهی اوج، نه از سر اضطرار، بلکه از سر وقار. در جهانی پر از سقوط و تسلیم، این پیکره نه فریاد میزند و نه میگریزد؛ تنها ایستاده، محکم، و آزاد.
این اثر با ساختاری ساده اما پرقدرت، پرندهای را به تصویر میکشد که آمادهی پرواز است، اما هنوز بال نگشوده. نه در حال فرار است، نه به دام افتاده. بلکه ایستاده است — بر ستونی از چوب، محکم، استوار، آرام.
لایهی اول: فرم و ایستایی
پیکرهی پرنده با بالهای نیمهگشوده، روی پایهای ایستاده که بیشتر به ستون شبیه است تا شاخه. این تضاد میان پویایی و سکون، نوعی تعلیق معنوی ایجاد کرده: گویی این پرواز، یک انتخاب است؛ نه واکنشی از سر ترس، بلکه نتیجهی وقار و آگاهی.
لایهی دوم: استعارهای از عزت نفس
اثر نه بر تنش، که بر تعادل بنا شده. پرنده، بلند است چون ایستاده، نه پرواز کرده. و همین ایستادن، گویاتر از هر پروازیست. او استعارهایست از انسانی که بدون فریاد، بدون خشم، فقط با حضور آرام خود، مقاومت میکند.
لایهی سوم: زبان چوب
چوبها نه تزیینیاند، نه بیجان. هر رگه، هر بافت، و هر خم، یادآور ریشههاییست که از زمین آمدهاند. رهایی در این اثر، بدون زمین نیست؛ عزت نفس، نه در بریدن، بلکه در ایستادن معنا مییابد.
جمعبندی
“تا پرواز، با وقار” مجسمهایست از مکث، پیش از رهایی.
تجسم لحظهای که انسان، هنوز پرواز نکرده،
اما خود را آماده میداند — نه برای گریز،
بلکه برای پرواز از جایگاهی درونی.
از عزت، نه اضطراب.



