بر شانه جنایت

سال خلق اثر: 2023
ابعاد : ۲۰ × ۱۵ × ۵ سانتی‌متر (ارتفاع × طول × عمق)
وزن : 330 گرم
تیراژ : تک نسخه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب طبیعی، چوب سوخته، رنگ، پایه چوبی
تکنیک : مجسمه‌سازی بیانی با ترکیب سه بدن در تنیدگی مفهومی

شرح اثر: سه بدن؛ یکی ایستاده، یکی خم‌شده، و سومی افتاده. این اثر نمایشی‌ست از شهوتی که از مرز میل گذشته و به سلطه، استفاده ابزاری، و بی‌رحمی بدل شده. بدن افتاده در پایین نه فقط قربانی، که زمینِ جنایت است — انسانی که دیده نمی‌شود و در سکوت، زیربنای رابطه‌ی خشونت‌آمیز شده. مجسمه‌ای که با فرم ایستا، فریاد می‌زند: گاهی عشق، نقاب جنایت است.

این اثر نمایشی‌ست از میل، سلطه، و جنایت — سه واژه که در ظاهر بی‌ربط‌اند، اما در دل این پیکره چوبی، به‌شکلی دردناک به‌هم گره خورده‌اند.

سه بدن، سه موضع

در مرکز، دو پیکره‌ای ایستاده‌اند؛ یکی خمیده و فرودآمده، دیگری بلندتر و مسلط. اما آن‌چه نادیده می‌ماند و بیش از همه معنادار است، بدن سوم است — بدنی افتاده، به پشت، و تبدیل‌شده به سطحی که دیگران بر آن ایستاده‌اند. او قربانی‌ست. نه فقط در فرم، که در فلسفه اثر. انسانی که نه دیده می‌شود، نه شنیده؛ فقط استفاده می‌شود.

از میل تا سوءاستفاده

پیکره‌ها به ظاهر در آغوش‌اند، اما آن‌چه ساخته‌اند، چیزی نیست جز نمایش قدرت. این میل، میل به نزدیکی نیست؛ میل به تملک است. و این تملک، با بی‌تفاوتی از روی یک انسان دیگر می‌گذرد.

خشونت ساختاری

اثر، نمادی‌ست از دنیایی که در آن، روابط انسانی بر پایه تسلط بنا می‌شود. یکی بالا می‌ایستد، چون یکی دیگر زیرش افتاده. و این، نه فقط استعاره‌ای از جنایت جنسی یا اخلاقی، بلکه نقدی بر ساختار اجتماعی سلطه‌محور است.

نتیجه‌گیری

“به نام میل، به کام جنایت” در ظاهر پرشور، در باطن خنثی‌ست —
نه با صدا فریاد می‌زند، نه با خشم می‌تازد.
بلکه فقط حقیقت را بی‌پرده نشان می‌دهد:
در هر رابطه‌ای، اگر یکی بیفتد و دیگری بایستد،
آغوش، به ابزار جنایت تبدیل می‌شود.