شرح اثر: این اثر تصویری است از فروپاشی تدریجیِ انسان در زمانهی بحران. درختی خشکیده، نمادی از بدن زخمی، و تاجی خارپوش بر سر، شکل ویروس کرونا — بهمثابهی تهدیدی فراگیر که بر همهی دردهای پیشین سایه انداخته است. نه فقط دربارهی کرونا، بلکه دربارهی انسانیست که ریشههایش سوخته، ولی همچنان ایستاده.
نقد مفهومی و هنری اثر: بر تاج مصیبت
اثر «بر تاج مصیبت» زبانی بصریست برای تجربهای جمعی و فردی. درختی خشک، ریشهسوز، که بر بلندای شاخههایش نه میوهای روییده و نه شکوفهای — بلکه تاجی از خار و درد. شکل بالا یادآور ویروس کروناست، اما در لایههای عمیقتر، این اثر دربارهی چیزی فراتر از یک بیماری است: دربارهی فرسایش مداوم، انباشتهشدن زخمها، و فروپاشی تدریجی انسان مدرن.
فرم و ساختار
فرم اصلی، عمودیست؛ رو به بالا، اما نه امیدوار. شاخهها پیچخوردهاند، مانند رگهایی در التهاب یا اعصابهایی در ترس. تاج بالایی، از بذر یا خار خشک ساخته شده — انتخابی که کاملاً استعاریست: زیباترین بخش در ظاهر، همزمان زهرآلودترین و کشندهترین است.
پیام و بستر روانی
هنرمند میگوید: بر مصیبتهای بیشمارم، کرونا هم سوار گشت و این جمله، لحن اثر را مشخص میکند: این فقط یک شیء نیست؛ یک اعتراف است. تاج اینجا، نه نشانهی قدرت، بلکه نشانهی سلطهی رنج بر زندگیست. کرونا آمده، اما بر بستری از پیش شکسته نشسته است — همان جایی که زخمهای دیگر هم لانه کردهاند.
اثرگذاری احساسی
اثر نه فقط به خاطر فرم، بلکه به خاطر تجربهی مشترک همه ما در پاندمی، تماشاگر را تکان میدهد. و فراتر از آن، در دل خود این پیام را زمزمه میکند: هر رنج تازهای، فقط باری دیگر بر شانههای انسانیست که پیش از آن هم، زخمی بوده.
بر تاج مصیبت مجسمهایست از تداوم رنج، نه آغاز آن.
اثری درباره انسان، که ایستاده، اما خمیده. زنده، اما پر از زخم.
تاجی که بر سر دارد، نه افتخار، بلکه روایتِ آرامِ سقوطیست که هنوز تمام نشده است.




