پیکرهای خمیده، با سرِ در زنجیر و ذهنی که به شاخههایی پرتنش تبدیل شده است. بدنی که به نظر میرسد از درون بسته، اما از ذهن باز و آشفته است. «از خودم زخمیام» روایتیست از جنگ پنهان درونی، از زخمی که نه از جهان، بلکه از خود برخاسته است.


پیکرهای خمیده، با سرِ در زنجیر و ذهنی که به شاخههایی پرتنش تبدیل شده است. بدنی که به نظر میرسد از درون بسته، اما از ذهن باز و آشفته است. «از خودم زخمیام» روایتیست از جنگ پنهان درونی، از زخمی که نه از جهان، بلکه از خود برخاسته است.