آزادی از جنس سؤال، خطر از جنس پاسخ

سال خلق اثر: 2021
ابعاد : ۲۱ × ۱۴.۵ × ۵ سانتی‌متر (ارتفاع × طول × عمق)
وزن : 190 گرم
تیراژ : یگانه
خالق اثر : محمود رفعتی
متریال : چوب طبیعی، فشنگ فلزی، زنجیر آهنی
تکنیک : ترکیب فرم‌یافته و الحاق اشیای صنعتی

این اثر با فرم علامت سؤال و دهانه‌ای از فشنگ، ستایشی‌ست از پرسش به‌مثابه آزادی. زنجیرِ آویزان، نماد باورهایی‌ست که زیر فشار اندیشه فرو می‌ریزند، و گلوله در دهانه، خطری‌ست که دانستن را تهدید می‌کند.

فرم و ساختار

این مجسمه با بهره‌گیری از فرمی آشنا اما در عین حال خیره‌کننده، بیننده را به چالشی درونی دعوت می‌کند. بدنه‌ی اصلی اثر که از چوب خمیده و پرداخت‌شده شکل گرفته، فرم علامت سؤال را تداعی می‌کند؛ نمادی از تفکر، تردید، و جست‌وجوی حقیقت. اما درست در دهانه‌ی این پرسش، فشنگی فلزی نشسته است—نه به‌عنوان تزئین، بلکه به‌مثابه تهدید. در پایین، زنجیری آویزان است که نماد باورهای بسته و سنت‌هایی‌ست که با قدرت پرسش فرو می‌ریزند. ساختار این اثر بر تنش میان اندیشه و خطر استوار است.

 

مضمون و نگاه فلسفی

پرسش، در جهان این مجسمه، نه فقط یک کنش ذهنی، بلکه یک کنش انقلابی است. هر سؤال جدی، ساختاری را به لرزه می‌اندازد؛ خواه ساختار قدرت باشد، یا سنت، یا باورهای شخصی. هنرمند با صداقتی تلخ، این خطر را به تصویر کشیده است: اینکه دانستن، زیباست؛ اما گاهی بهای آن، نفی، طرد، یا حتی نابودی است. این اثر، بازتابی از تجربه‌ی زیسته‌ی هنرمند است؛ کسی که در زندگی خود پرسیدن را زیسته، و رنج آن را نیز چشیده است.

 

متریال و تکنیک

چوب طبیعی در کنار فشنگ واقعی و زنجیر آهنی، مثل واژگان یک زبان بصری‌اند؛ زبانی که نه به دنبال زیبا بودن، بلکه به دنبال افشا کردن است. چوب، بافتی زنده و آشنا دارد، اما در کنار فشنگ و زنجیر، به چیزی فراتر از یک ماده تبدیل می‌شود: حامل خاطره، تهدید و رهایی. تکنیک ترکیب و الحاق اشیاء صنعتی با متریال ارگانیک، بیان‌گر همان تضاد میان طبیعتِ آزاد و قدرتِ سرکوبگر است.

تأثیر احساسی

این اثر، مستقیماً فریاد نمی‌زند؛ بلکه مثل یک زمزمه‌ی خطرناک، در ذهن بیننده می‌ماند. از آن دسته آثار است که ذهن را رها نمی‌کند. نه برای اینکه پاسخ دارد، بلکه چون وادارت می‌کند به دوباره پرسیدن. چرا علامت سؤال باید دهانه‌ای از فشنگ داشته باشد؟ چرا زنجیر در پایین آن آویزان است؟ و مهم‌تر از همه: آیا خودِ من نیز آماده‌ام که بپرسم، حتی اگر هزینه‌اش سنگین باشد؟

جمع‌بندی

“آزادی از جنس سؤال، خطر از جنس پاسخ” تنها یک مجسمه نیست؛ استعاره‌ای مجسم از حقیقتی بزرگ است: اندیشه، زیباست. اما هر چه زیباتر، خطرناک‌تر. این اثر یادآور آن است که سکوت، همیشه امن‌تر از پرسش است—اما آنچه ما را انسان می‌کند، نه امنیت، بلکه جسارتِ پرسیدن است.